مي شه تو چشم تو پارو بزنم؟
غصة قلبت ُ جارو بزنم ؟
تو شب ساكت موهاي سيات
مثل يك ستاره سوسو بزنم؟
*
كاش مي شد مثل شباي كودكي
پردة هر چي غمه پس ببریم
شب كه شد از توي پلك پنجره
تا دل ستاره ها  دس ببریم
*
كاش مي شد تو آينة چشاي تو
خندة دوبارة خدا رو ديد
از شب چشاي مهربون تو
دوباره يه مشت ديگه ستاره چيد
*
يه شب از همين شبا اسم من ُ
روي بوم خاطره صدا بزن
قدمي تو كوچه باغ قلب من
پشت دروازة لحظه ها بزن
*
مي دونم كه با كليد خاطره
قفل كهنة دلم وا نمي شه
تو خيابون شلوغ زندگي
خونة قلب تو پيدا نمي شه
*
كاش مي فهميدي كه اون شباي دور
حالا تنها يادگاره واسه من
كه چقد تنگه دلم براي تو
كه چقد سخته برام بزرگ شدن

 

 

+ نوشته شده توسط امین حاجی علیزاده در جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۳۸۴ و ساعت 21:27 |